چهارشنبه, 31 شهريور 1400
  • ساعت : ۱۲:۹:۵
  • تاريخ :
     ۱۴۰۰/۰۳/۰۵ 
  • کد خبر : ۸۲۶۵
خداحافظ بوطیقا
استاد محمود نیکبخت شاعر، منتقد، پژوهشگر و مترجم ادبی درگذشت

استاد محمود نیکبخت، زاده‌ دهم مردادماه سال ۱۳۳۰  و یکی از اعضای جنگ اصفهان بود. او، آثاری را از ادبیات انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی، ترجمه و مقاله‌ها و ترجمه‌هایی از شعرها و مقاله‌های شاعرانی مانند ازرا پاوند، تی. ای. هیوم، اکتاویو پاز و ... را در جُنگ اصفهان و مجله‌هایی چون رودکی، کلک، عصر پنجشنبه و... منتشر کرده بود.
«از گمشدگی تا رهایی» (در نقد شعر فروغ فرخزاد)، «از اندیشه تا شعر: مشکل شاملو در شعر»، «جوزپه اونگارتی: شعر و زندگی اونگارتی» و «آناباز، سن ژون پرس: شاعر صبح جهان» از جمله آثار محمود نیکبخت هستند. جلد اول و دوم «کتاب شعر» نیز از جمله آثاری بوده که زیر نظر این نویسنده منتشر شده است.
استاد نیکبخت اخلاق حرفه ای داشت.  اگر شناختی در ذهن ایشان کشف میشد از ابراز آن هیچ ابایی در خود و قلمش راه نمی داد. اخلاق حرفه ای یعنی زمانی که قرار است کاری را به انجام رسانی تمام توان خود و همراهان را در جهت اجرای کار به بهترین نحو ذخیره کنی. همین کردار است که به قول دوستان شاید دیگر گروهی با این وسواس حاضر به سالها عرق ریزی برای ترجمه ای در زبان فارسی نشوند.
اخلاق حرفه ای یعنی اینکه قلم منتقد نه بر صلاح کینه و یا تمجید که بر صلاح متن، انسانیت و ادبیات بر کاغذ آید و در این جایگاه است که آنچه حسن و کردار ناصواب است  هر دو در کنار هم و به دور از هرگونه مصلحت بیان می شود.
در آثار استاد نیکبخت همیشه رویکرد انتقادی با در نظر گرفتن تمام سویه های صواب و ناصواب متن بیان شده است. این شرافت و اخلاق حرفه‌ای استاد بود که ابتدا باید از آن آموخت.
استاد نیکبخت، در گفت‌وگویی که سال ۹۲ با خبرگزاری ایسنا داشت، درباره‌ علاقه‌اش به خواندن و نوشتن اینگونه گفته بود: "به دلیل فضای خانوادگی و ویژگی‌های فردی، از ۹ سالگی به خواندن علاقه داشتم و به قول آقای اخوت، سودایی این راه بودم. همه‌ عمرم در محصلی و معلمی گذشته و الان هم همه‌ روزم به خواندن و گاهی نیز به نوشتن می گذرد. از نوجوانی مدام خواندن و تلاش در راه فرهنگ را در پیش گرفته‌ام و کوشیده‌ام زندگی تازه‌ای داشته باشم و حاصل خواندن‌ها و دیدن‌هایم را عرضه کنم. امیدوارم این حاصل‌ها به نتیجه رسیده باشد. در سال ۶۰ نیز در نشست‌های جُنگ شرکت می‌کردم در آن دوران، شعرهایی از جوزپه اونگارتی به شکل غیردقیق و پر از مشکل و حتی اضافات و تغییر و تصرف، ترجمه می‌شد. حتی نادر نادرپور سطری به یکی از شعرهای اصلی اضافه کرده بود. من شعرهایی را از این شاعر ایتالیایی به همراه مطالبی درباره‌ او ترجمه کردم که در مجله‌ رودکی منتشر شد. بعد از انقلاب هم این کارها در کتابی با عنوان «زندگی جوزپه اونگارتی» چاپ شدند. حضور در جُنگ و نوع نگاه‌های اشتباهی که می‌دیدم، مرا به کار نقد برانگیخت و متوجه شدم که نقد چه ضرورتی دارد. نوع برخورد افراد با آثار، فاقد تدقیق و تعمیق بود.
به عنوان نمونه، نیماشناسی محمد حقوقی دچار اشکال بود یا مهدی اخوان ثالث در «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج»، وزن نیمایی را «مادر بدعت‌ها و بدایع وی» می‌داند، در حالی‌که نیما خود می‌گوید، طرز کار (تکنیک) من، اساس بدعت من است. چنین جابه‌جایی‌هایی رخ می‌داد و من که می‌خواستم به این مباحث پاسخ بدهم، خود به خود به سمت نقد می‌رفتم. ترجمه هم کار اصلی من نبود و گاه‌گاه زمانی از سر ضرورت به ترجمه و انتشار آن کار می‌پرداختم. "
این شاعر عصر روز سوم خردادماه 1400  درگذشت.
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.7.3.0
    V5.7.3.0