• ساعت : ۱۳:۳۱:۲۶
  • تاريخ :
     ۱۳۹۹/۰۳/۲۵ 
  • کد خبر : ۴۲۹۰
صداقت و دغدغه مندی شاعر را می سازد
سومین شب از هفت شب شعرنیوش با حضور «مهدی ملکی دولت آبادی» غزل سرای برجسته اصفهانی با اجرای محمدرضا یزدانپرست به صورت گفتگوی زنده از اینستاگرام مرکز آفرینش های ادبی قلمستان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار شد.

مهدی ملکی صاحب دو دفتر شعر به نام های «به عمق ماتم تهمینه» و «درست مثل شکستن» در این گفتگوی مجازی، تعریف شعر را همیشگی ندانسته و محدود به لحظه عنوان کرد و گفت: پنداری در ذهن آدمی شکل می گیرد که توسط مغز پالایش می شود و با گفتار فوران می یابد؛ به عبارتی شاید بتوان گفت شعر راه میانبر دور زدن عقل است. 

وی برای تعریف جامع از شعر به اثر «داستان من و شعر» از «نزار قبانی» شاعر و دیپلمات سوری استناد کرد و افزود: من از ملتی هستم که شعر را تنفس می کنم و موی خود را با آن شانه می زنم؛ در میان ما وقتی تمام نوزادان به دنیا می آیند در شیرشان چربی شعر است و همه جوانان ما نخستین نامه های عاشقانه را به شعر می نویسند. من برای شرح شعر نظریه خاصی ندارم و اگر نظریه خاصی داشتم شاعر نبودم.

این غزلسرای اصفهانی افزود: توجه ما به آنچه انجام می دهیم انجام شدن فعل را به تاخیر می اندازد؛ شعر رقص است و سخن گفتن درباره آن مثل توجه کردن به گام های رقصنده است. به صراحت می گویم دوست دارم برقصم و اهمیت نمی دهم که گام هایم را بشمارم زیرا به محض اندیشیدن درباره آنچه می کنم توازنم را از دست می دهم.

وی بیان داشت: شعر حیوانی افسانه ای است که مردم او را ندیدند اما ردپایش را بر زمین و اثر انگشتان در دفترها دیدند. همه شاعرها در غارها و جنگل ها دنبال این حیوان زیبا می گشتند غافل از اینکه نمی توان او را شکار کرد.

ملکی اشاره ای به نقد شعر هم داشت و گفت: با کمال صداقت اعتراف می کنم به همان طرز شعر می گویم که اتومبیلم را می رانم؛ بی آنکه چیزی درباره مکانیسم اتومبیل بدانم. پرواز با هواپیما لذتی دارد اما اندیشیدن درباره هزاران معادله ریاضی که هواپیما را ارتفاع سی هزار پایی می برد لذت سفر را تمام می کنند؛ شعر سرودن نیز همین حال را دارد.

وی با تاکید بر اینکه شاعر در لحظه سرایش به مکانیک شعر فکر نمی کند، اظهار داشت: شعر جوشش و خروش شاعر در همان لحظه است بدون آنکه به فرایند شعری فکر کند.

** جهانی شدن با کپی کردن منافات دارد

این شاعر اصفهانی که به قالب ادبی غزل پایبند است، گفت: هر قومی فرهنگی دارد و هر فرهنگی هم شامل خصایص بومی و جغرافیایی می شود؛ اگرچه مخالف جهانی شدن نیستم اما بر این باورم که جهانی شدن با کپی کردن منافات دارد؛ هر قومی با شعر خود انس دارد و برای من قالب ادبی غزل، فرهنگ جغرافیایی ام را نمایان می کند.

وی با توصیه به اینکه شاعران باید ادبیات و شعر کلاسیک را بشناسند، تصریح کرد: بدون شناخت ادبیات و شعرغنی سرزمین مادری نمی توان با شیفتگی به ادبیات و شعرغرب، شاعر شد.

ملکی اشاره ای به خاطراتش با "حسین منزوی" داشت و گفت: منزوی انقلابی در غزل معاصر به پا کرد و حسرت ندیدن او در نوروز 83 بر دلم مانده است، دیداری که دیگر هیچ گاه میسر نشد و بی شک حسین منزوی تاثیر مهمی بر شعر معاصر داشت.

وی با اشاره به قحطی صداقت در روزگار کنونی بیان داشت: امروزه بیش از هر زمان همرنگی در جماعت مشهود است؛ در این وانفسا شاعری که به راستی متعهد باشد محکوم به شکست خواهد بود. اما معدود شاعرانی نظیر منزوی بودند که صداقت تام و تمام داشتند و با اشعارشان جامعه را به راستی می کشانند.

این غزلسرای اصفهانی با بیان اینکه شعر منزوی با سلوکی اخلاق مدار همراه بود، تصریح کرد: علاوه بر صداقت شاعرانه شعرمنزوی، جنس تغزل، توصیف، ابعاد شعری و عمق شعر منزوی، شعر معاصر را تحت تاثیر قرار داده است.

وی با اشاره به اینکه عشق در اشعارش با زبان گزنده تر در جریان است، تصریح کرد: اگر شاعری غم را نبیند، شادی را هم درک نمی کند؛ شاعر باید دردمند باشد وگرنه شعرش جنبه مصلحت آمیز پیدا می کند. اگر در شعر درد حس نشود و شاعر دغدغه مند نباشد شعرش فاقد ارزشهای کافی خواهد شد.

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.7.3.0
    V5.7.3.0