• ساعت : ۱۳:۲۱:۵۸
  • تاريخ :
     ۱۳۹۹/۰۷/۱۰ 
  • کد خبر : ۵۶۴۳
غزلیات شمس بیانگر تحول روحی مولاناست
نشست مجازی "شادی روی شمس" به مناسبت بزرگداشت روز مولانا به همت مرکز آفرینش های ادبی قلمستان وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان برگزار شد.

دکتر مهدی سلمانی در این نشست به بیان جنبه های مختلف زندگی مولانا پرداخت و گفت: به تعبیر دکتر شفیعی کدکنی، "عرفان"  تلقی و دریافت هنری از مذهب است و صحبت از مولانا، صحبت درباره فردی است که دو بخش متفاوت در زندگی دارد.
وی افزود: مولانا در خانواده ای سرشناس و مذهبی در بلخ بزرگ شد و در این خانواده، مسائل دینی را به خوبی فرا گرفت اما در بخش دوم زندگی، دریافت معنوی از دین داشت که این اتفاق به لطف شمس تبریزی رخ داد.
این کارشناس ادبی با اشاره به زادگاه مولانا بیان داشت: بلخ کنونی شهر بزرگی نیست اما در زمان مولانا، ام البلاد قلمداد می شده و او در این شهر رشد کرده و با بزرگان نشست و برداشت داشته و از منبر پدری عارف مسلک بهره برده است اما با بلند شدن زمزمه های حمله مغول و اختلاف پدرش با پادشاه بلخ از این شهر مهاجرت کردند.
به گفته سلمانی، در منابع ادبی ذکر شده که مولانا در جریان مهاجرت از بلخ به قونیه، در سن 8 یا 13 سالگی، دیداری با فرید الدین عطار داشته و این شاعر بزرگ، کتاب عطارنامه را به او هدیه کرده است.
وی با بیان اینکه خطابه، شغل خانوادگی مولانا بوده است، یادآور شد: مولانا از محضر استادان زیادی برخوردار شده و اصول دین و مذهب را نزد پدر و بزرگان در سوریه و دیگر شهرها فرا گرفته است.
سلمانی ادامه داد: پس از فوت پدر، استادی که عرفان بلد است، مولانا را به عرفان و چله نشینی دعوت می کند. این فرد در پایان دوره چله نشینی اول به مولانا وارد می شود که او را غرق در بحر معانی می بیند، در پایان چله دوم دوباره بر او وارد می شود که باز هم به این نتیحه می رسد نباید خلوت او را برهم زد اما در پایان چله سوم، خلوت را به هم می زند و با چهره متبسم مولانا مواجه می شود.
وی با بیان اینکه مولانا زیر نظر این استاد طی چند سال اشراقاتی داشته اما تحول اصلی برای مولانا پس از دیدار با شمس تبریزی رخ داد، تصریح کرد: شمس و دیدار او با مولانا یکی از شگفتی های تاریخ است که تحول در جغرافیای فرهنگی و مردمی ایجاد کرده و اثر گذاری اش بر مولانا به عرفان و ادبیات سرایت کرده است.
این کارشناس ادبی با بیان اینکه آن طور که از متون قدیمی به دست می آید، شمس مردی بسیار با سواد و فاضل بوده است، گفت: آنگونه که در کتب قدیمی ذکر شده، دیدار مولانا و شمس در بازار رخ داده و گفت وگوهایی بین این دو نفر شکل گرفته است و پس از این دیدار، مولانا و شمس چهل و چند روزی در یک حجره تنها بوده اند و از آنجا تاثیرگذاری شمس بر مولانا نمایان می شود و مولانا که در کبکبه شاگردان بود و در دنیای دیگری می زیست، به واسطه شمس به عقده گشایی در مفهوم مثبت آن پرداخته، همچنان که در توصیف شمس آمده است: "می خواستم تو را از نو مسلمان کنم."
به گفته سلمانی، فضای مثنوی معنوی نصیحت گونه است و مولانا در قالب یک پیر و مرشد به ما درس می دهد و در پس کلمات ساده اش، دریاهایی از معنی نهفته است اما غزلیات شمس بیانگر جنبه دیگر مولاناست و در واقع من واقعی او در غزلیات شمس نهفته است و در واقع اگر شمس نبود، این انقلاب و تحول روحی در مولانا رخ نمی داد.
وی با بیان اینکه اثرگذاری شمس در شادی روح مولانا نمایان است، افزود: خنده مولانا را در پس غزلیاتی مانند "مرده بدم، زندم شدم" یا "بی تو به سر نمی شود"، می توان دید، یعنی یک شادی که نوعی غم در آن نهفته است.
این مولوی شناس با اشاره به معانی نهفته در غزلیات مولانا یادآور شد: ساده سخن گفتن این غزلیات رمز آلود است و همه افراد برداشت خود را از آن دارند و برای همه مردم دنیا اشعار او مفهوم بوده، همچنان که آثارش به زبان های مختلف ترجمه شده است و ادبا و شعرای غربی زیادی از اشعار او مست شده اند.
سلمانی خاطرنشان کرد: رمزپردازی مولانا در غزلیاتش در همه زبان های دنیا، هویدا شده و افتخاری برای فارسی زبان ها شده و تلاش کشورهای دیگر برای اینکه فرهیختگان ما را به نام خود کنند، بی نتیجه است زیرا زبان فارسی بستر این هنر نمایی است.

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.7.3.0
    V5.7.3.0